![]() |
![]() |
|
| ×..تو که نیستی از خودم بی خبرم ..× |
|
ياد گرفتم که عشق با تمام عظمتش دو سه ماه بيشتر زنده نيست ياد گرفتم که عشق يعني فاصله و فاصله يعني دو خط موازي که هيچگاه به هم نمي رسند ياد گرفتم در عشق هيچکس به اندازه خودت وفادار نيست و ياد گرفتم هر چه عا شق تري ، تنهاتري
بر دوش دلم بار غمت سنگین است دور از تو همیشه قلب من غمگین است آن شب که دلت شکست یادت باشد تا وان شکستن دل من این است
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 9:49 توسط تنهای عاشق |
|
نگام نمي کني چرا ؟
در انتظار هق هقم براي بخشيدن من، بيا بيا به بدرقّه ام تمام لحظه هاي من سياه شده به دست من
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 8:43 توسط تنهای عاشق |
|
|
سهم دل من مال دل توست
تمام بی قراریام مال تو دیگه از عاشقی سیرم آخرش به پات میمیرم
سلام نازنین... . دلم از غصه تو داره می میره تو بیا تا این دلم آروم بگیره خیلی وقته که دیگه سراغمو نمی گیری!!!؟ تو می خوای شکستن دله منو نگاه کنی؟؟؟
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام تیر 1386ساعت 19:36 توسط تنهای عاشق |
|
|
تو همون حس غریبی که همیشه با منی تو بهونه هر عاشق واسه زنده بودنی تو امید انتظاری تو دلای نا امید مثل دیدن ستاره تو شبای ناپدید عمریه دلم گرفته گله دارم از جدای غائب همیشه حاضر تو کجایی تو کجایی ....
غروبم آرزوی تو بود رفتیو آروم روی خیالم پا گذاشتی تو ی کوچه های دلتنگی رد پاتو جا نذاشتی نگفتی بی تو من می میرم یا تو غروب رفتنت اسیرم رفتیو به انتظارت نشستم ذره ذره توی جاده های دلتنگی شکستم غروبو رنگ جدایی زدم دل به دریای طوفانی زدم سکوت ترانه آغاز دفترم بود وغروب پایان همه دلتنگی ها بود رفتیو رو عهدت نموندی غزل عاشقیو رو واسه یه غریبه خوندی حالا که غریبه قلبتو شکسته رو تنهاییات غم نبودنم نشسته حقته توی تنهاییات بمیری یا گریه رو از سر بگیری دیگه بر نگرد قلبم دیگه با تو نیست دیگه شعرام مال تو نیست ..........
اگه می دونستی چقدر دوستت دارم هیچ وقت برای اومدنت بارون رو بهونه نمی کردی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 14:39 توسط تنهای عاشق |
|
|
چه احساس قشنگيه .. وقتي وجود عزيزي رو كنارت حس كني دستاشو تو دستت بگيري باهاش قدم بزني صداش رو بشنوي بودن اش رو در كنارت لمس كني ...... چه احساس نازنين و شيرينيه ..... روبه رو با كسي كه دوسش داري بشيني چشاش رو نگاه كني .. تا عمق وجودت از يه گرماي عجيب آب بشه !! قلبت پر تپش بشه ... انگار داره از سينه كنده مي شه !! چه احساس عجيبيه .. وقتي بخاي با انگشتات صورتشو حس كني با موهاش بازي كني از لباش ..... خداي من .. باور كردني نيست ... اوني كه مي خواي .. دوسش داري .... عاشقي ... كنارت باشه ... باهات باشه .. هم راهت ... هم پات باشه .... باور كردني نيست ... نه .. باورم نمي شه تو كنارمي .. وجودتو حس مي كنم .. ولي باورم نمي شه !!! خدايا اين حسو ازم نگير ...
دل ما اونقده پارست موندنش مرگ دوبارست آسمون سينه ي ما خيلي وقته بي ستارست هميني که باقي مونده واسه دل خوشيت تو بشکن تيکه تيکه هامو بردن آخرينشم تو بکن نمي خوام بگذره عمري خسته شي واسه فريبم يقه ات رو نمي گيره هيچ کس آخه من اينجا غريبم بزن و برو عزيزم مثل هر کس که زد و برد طفلي اين دل که هميشه به گناه ديگرون مرد........
دوستت دارم سلام يکی يه دونه ی دل بی قرارم عزيزترينم ! نمی دونی چقدر لذت بخشه که از تو می نويسم ! شايد کسی درک نکنه اما حسی که من دارم رو نميشه وصف کرد ! باز هم برای تو می نويسم که اميد ديدار نگاهت منو زنده نگه می داره ! تويی که شهد شيرين عشق رو بر لبانم نوشاندی تا بار ديگر زندگی رو از سر بگيرم ... ! مهتاب بدون نور چشمهای تو خاموشه ٬ تو می تابی و دل خسته ام رو بی تاب تر می کنی . مث بارون بر تن تشنه ام می باری و سيرابم می کنی . اين همه شور و هيجان رو مديون صدای مهربون توام . تمام فصلها با وجود پاک تو زيبا و شيرينه و بی تو زيباترين ها و تمام لحظاتم سرد و غمگينه ! بمون تا برای هميشه با تو عاشق بمونم ... ! با من بمان ... با من بمان که هرم نفس هایت گرمی سرای من است و گرمی دستانت آرامش بخش رویا های من میلاد تو شادی بخش هستی من است و وجود تو بهانه سر مستی من ! بهترینم با من بمان ... بمان و فراموشم نکن ... تقدیم به تنها مرد زندگیم کسی که حاضرم فوقانی ترین هستی ام را به او ببخشم ! و تا ابد در کنارش باشم ...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 18:6 توسط تنهای عاشق |
|
|
چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي مي خوانم دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي مي شنوم دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم عطرت را براي مستي مي بويم خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را نيز براي پرستش!!!
فقط دريا دلش آبي تر از من بود.. و من از دريا..دلم دريا.. فقط اين را ندانستم !!! چرا گشتم چنين تنها تر از تنها !!.. به هر آبي شدم آتش.. به هر آتش شدم آبي.. به هر آبي شدم ماهي.. به هر ماهي شدم دامي.. به هر نا محرمي ساقي.. به هر ساقي مي باقي.. و تو اين را ندانستي !! چرا گشتم چنين عاصي؟
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 11:24 توسط تنهای عاشق |
|
|
گفتم آگه نبینمت دل کندنم سخته برات اگه یه وقت بگی نرو رفتن پر از درده برام گفتم صداتو نشنوم ندیده از پیشت برم پشت سرم زاری نکن چی کار کنم مسافرم
من میرم ولی باز تو بدون همیشه یاد تو از خاطر من فراموش نمیشه گل من .... خوب می دونی بی تو تک و تنهام عزیزم اگه تو نباشی می میرم
نامه رو تا تهش بخون گریه نکن طاقت بیار نامه رو خط خطی نکن دو جمله هم دوووم بیار بارو نکن یه بی وفا نامه می زارم و می رم نه قسمت زندگیم اینه به کی بگم مسافرم
سهم من از تو دوریه تو لحظه های بی کسی قشنگی قسمت ماست که ما به هم نمی رسیم
همیشه زنده بودن با یاد تو ترانه هام منو ببخش اگه بازم اشکام چکید رو نامه هام دیگه تموم شد فرصتم خاطره هام پیشت باشه تمومه خاطرات خوش خدا نگهدارت باشه
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 0:23 توسط تنهای عاشق |
|
|
بازم محرم اومد ولی مثل هر سال نیست اونی که باید باشه دیگه نیست دلم براش تنگ شده
وقتی نیستی هم یه جوری هم با خیالت راضی میشم
چاره ای جزء این ندارم اخه خون شدی تو رگهام می میرم اگه نباشی بی تو من بد جوری تنهام
دعا کنید برگرده دلم براش تنگ شده
امسالم می خوام برم ببینمش میخوام برم ببینم ببینم .....
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 21:52 توسط تنهای عاشق |
|
|
من همین یک نفس از جرعه جانم باقیست آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش
با صدام میام همه جا تو رو می نویسم
دوست داري بگم مي خوام هر روز صبح با صداي تو بيدار بشم........ بعد بفهمي با ساعتم بودم!!!!!! دوست داري بگم چرا رفتي؟؟؟؟ بعد بفهمي با برق بودم!!!! دوست داري بگم هرجا باشي پيدات مي كنم..... بعد بفهمي با دسته كليدم بودم!!!!! دوست داري بگم دوستت دارم بعد فكر كني با........ نه! ايندفعه با خودت بودم
ميتوني نگام نكني اما نميتوني جلوي جشامو بگيري ميتوني بگي دوست ندارم اما نميتوني بگي دوستم نداشته باش ميتوني از پيشم بري اما نميتوني بگي دنبالم نيا پس من:نگاهت ميكنم دوست دارم و تا ابد دنبالت ميام
لحظه هام تو حسرت مردن این ثانیه هاست ثانیه منتظر مردن وجون کندنمه حالا تو این شبهای سرد وبی هدف تنها ارزوی مرگه که همدممه یه نگاهی میکنم به دور وبرم میبینم که لحظه های اخره داره اون لحظه ی خوب میرسه که یه جور خواب من رو با خود میبره ضربان قلبم رو نمیشنوم دیگه سرد وسنگینه سرم جسم سردم دیگه مال شماها میرم وخاطره هام رو میبرم روحم از تنم حالا جدا شده
![]() تاحالا این حس رو تجربه کردی... دیدی که چه حس قشنگیه... تا حالا دلت خواسته که همیشه و همه جا در کنار یکی باشی... تا حالا دلت خواسته به کسی بگی دوستت دارم... تا حالا دلت خواسته خودت رو برای کسی فدا کنی... تا حالا شبها وقتی همه خوابن تو خلوت خودت به خاطر وجود کسی گریه کردي... تا حالا خدا را به خاطر خلقت کسی ستایش کردی... آره!! ؟؟؟ ![]() دوست ندارم که فکر کني دوستت دارم ستاره .....دوست دارم باور کني که دوستت دارم نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم...چون دنيا خیلی کوچیکه ...ميدونم که ..دنیا يه روز تموم ميشه... نميخوام بگم که سياهي چشمات مثل شبهاي پر ستاره اس...چون روز میآد و شب هم بالاخره تموم ميشه... نميخوام بگم که مثل آب پاک و زلالي...چون آب که هميشه پاک نميمونه... نميخوام بگم که دوستت دارم...چون من که اصلا دوستت ندارم... چقدر سخته هر لحظه با تو بودن اما از تو دور بودن عزیزم ... ..........................................................................................................
![]() دوستت دارم را این بار میخوام آروم بگم...فقط توی گوش ستاره...! میدونی.. .............................................................................................................
![]() لحظاتی تو زندگي هست
كه دلت براي كسي اونقدر تنگ ميشه
كه ميخواي اونو از رويات بيرون بكشي
و تو دنياي واقعي بغلش كني...
.....................................................................................................................
![]() ...................................................................................................................
![]() ..............................................................................................................................
![]() ......................................................................................................................
![]() ![]() ![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 22:18 توسط تنهای عاشق |
|
|
عشق نمي پرسه تو کي هستي؟ عشق فقط ميگه: تو ماله مني . عشق نمي پرسه اهل کجايي؟ فقط ميگه: توي قلب من زندگي مي کني . عشق نمي پرسه چه کار مي کني؟ فقط ميگه: باعث مي شي قلب من به ضربان بيفته . عشق نمي پرسه چرا دور هستي؟ فقط ميگه: هميشه با مني . عشق نمي پرسه دوستم داري؟ فقط ميگه: دوستت دارم
شاید یه کسی شب ها برای اینکه خواب تو رو ببینه به خدا التماس می کنه ، شاید یه کسی به محض دیدن تو دستش یخ میزنه و تپش قلبش مرتب بیشتر میشه، مطمئن باش یه کسی شب ها به خاطر تو توی دریای اشک می خوابه ، ولی تو اون رو نمی بینی .................................................................................................
تو برو با اون غريبي كه تو قلبت لونه داره عشق تو مي برم از ياد كه برام فايده نداره تو به هركسي رسيدي لبا تو خندون كردی اخرش سير شدي و چشمش و گريون كردی تو به هر كس رسيدي قلبت و پيشكش كردی من عروسك نمي خوام عشق و بي ارزش كردی تورو هرگز نمي بخشم واسه عمري كه شكستم ..............................................................................................
خیلی سخته غرورت رو واسه یه نفر بشکنی بعد بفهمی دوستت نداره خیلی سخته دوستش داشته باشی ولی نتونی باهاش بمونی خیلی سخته گریه کنی ولی بهونه نداشته باشی خیلی سخته کسی که تموم زندگیت رو به پاش ریختی با بی رحمی توی چشات نگاه کنه و بگه دوستت ندارم خیلی سخته مجبور باشی سخت ترین چیزارو تحمل کنی خیلی خیلی سخته نا فرجام عاشق باشی
..........................................................................................
مطمئن باش و برو ضربه ات کاری بود دل من سخت شکست و چه زشت به من و سادگی ام خندیدی به من و عشقی پاک
که پر از یاد تو بود و خیالم می گفت تا ابد مال تو بود تو برو. برو تا راحت تر تکه های دل خود را آرام سر هم بند زنم روزي كه آخرين نگاهت را به من هديه دادي از ياد نمي برم . چشمانم باراني بود و دلم آشوب. روزي كه تو رفتي ، در سراب كوير دلم گم شدم. شايد نمي دانستي پرنده زخمي روحم پشت ميله هاي قفس عاشقت بوده و راهي براي يافتنت نداشته است. و هنوز هم گلوي پر از بغض من ، بعد از پر كشيدن تو صدايت مي زند كه شايد باد،صدايم را به گوشت برساندو تو بشنوي كه هنوز دوستت دارم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 9:50 توسط تنهای عاشق |
|
|
به تو گفتم قبل رفتنت اگه نباشی یک روز
چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشق و ازت دزدیده و بجاش یه زخم همیشگی رو بهت هدیه داده زل بزنی و به جای اینکه لبریز کینه و نفرت شی حس کنی هنوزم دوسش داری ....چقدر سخته دلت بخواد دوباره سرت و به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر اوار غرورش همه ی وجودت له شده .... چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی ولی وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی.... چقدر سخته وقتی پشتت بهش دونه های اشک گونه هات و خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوز دوسش داری....چقدر سخته گل ارزو هاتو توی باغ دیگه ببینی وهزار بار تو خودت بشکنی و اروم زیر لب بگی گل من باغچه ی نو مبارک
اینم تقدیم به دوست جدیدم منصوره جان همین جا بهت میگم خیلی دوستت دارم دل بزرگی داری قدرشو بدون |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 12:52 توسط تنهای عاشق |
|
|
گفتم با هم فرق داريم باور نکردي حالا بگوش گفتي عاشقمي،گفتم دوستت دارم. گفتي اگه يه روز نبينمت ميميرم،گفتم من فقط ناراحت ميشم. گفتي من به جز تو به کسي فکر نميکنم،گفتم اتفاقا من به خيلي ها فکر ميکنم. گفتي تا ابد تو قلب مني،گفتم فعلا تو قلبم جاداري. گفتي اگه بري با يکي ديگه من خودمو ميکشم،گفتم اما اگه تو بري با يکي ديگه من فقط دلم ميخواد طرف رو خفه کنم. گفتي.....،گفتم...... . حالا فرق ما اين هاست؟ نه! فرق ما اينه که : تو دروغ گفتي من راستشو.
صدايم کن که صدايت بهترين نواي عالم است صدايم کن که صدايت تسکين درد من است صدايم کن که صدايت آرامش روح من است
مرا صد بار اگر از خود براني دوستت دارم به زندان خيانت هم كشاني دوستت دارم به جرم عشق تو صد زخم كاري بر جگر دارم جگر سهل است اگر خونم فشاني دوستت دارم مرا لايق بداني و نداني دوستت دارم
اگه قرار باشه ظرف 24 ساعت دنيا به پايان برسه تموم خط هاي تلفن و تالارهاي گفتگو و ايميل ها اشغال ميشه . پر ميشه از کلمه هاي از اينکه رنجوندمت پشيمونم من رو ببخش يا تو را عاشقانه مي پرستم يا مراقب خودت باش اما بين اين همه پيام يکي از همه تکوندهنده تره (( هميشه عاشقت بودم ولي هيچوقت بهت نگفتم )) پس عشق و محبت را تقديم آنکه دوستش داريم کنيم شايد فردايي دگر هرگز نباشد
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 12:32 توسط تنهای عاشق |
|
|
اگه يك روز فكر كردي نبودن يه كسي بهتر از بودنش چشمات و ببند و اون لحظه اي كه اون كنارت نباشه و به خاطر بيار اگه چشمات خيس شد بدون داري به خودت دروغ ميگي و هنوز دوستش داري
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 17:20 توسط تنهای عاشق |
|
|
اگه يك روز فكر كردي نبودن يه كسي بهتر از بودنش چشمات و ببند و اون لحظه اي كه اون كنارت نباشه و به خاطر بيار اگه چشمات خيس شد بدون داري به خودت دروغ ميگي و هنوز دوستش داري
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 20:14 توسط تنهای عاشق |
|
|
زوركي نخند عزيزم مي دونم اومدي بازي نمي خوام اين اخرين بازي زندگيم ببازي خودتو راحت كن و فكر كن كه جبران گذشتست از منم مي گذره اما به دلت چاله نسازي اومدي بشكني، بشكن ،از من ساده چي مونده قبل تو هر كي بوده تموم تاروپودم و سوزونده تو هم از يكي ديگه سوختي مي خواي تلافي باشه بيا اين تو ودل و باقيه احساسي كه مونده |